کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
-
تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 16:05
چشمهوار، جوشیدن و فقط جوشیدن. رود سان رفتن و رفتن و فقط رفتن. دریاگونه، خروشیدن و در نهایت بیکرانهی آبی، فقط خروشیدن. خورشید مانند درخشیدن و گستراندن گیسوان شنگرف فام - در طلوع جادوانهی
بر پیشخوان قرمز غروب
-
تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 16:05
دیروز وقتی پنجرهی اتاق را گشودم، سرجا خشكم زد. آسمان ِغروب، عین پیشخوان قصابِ محلهمان قرمزِ خون شده بود. آفتاب را هرگز اینطور ندیده بودم. باورم نشد؛ چشمانم را مالیدم. چهارچوب پنجره را ـ ك
معرفی کتاب جدید
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 10:21
نبض احساس کتابی جدید در مورد وزن یا ریتم در شعر کلاسیک، نیمایی و شعر سپید. آشنایی با وزن عروضی، هجایی، قافیه و برخی از صنایع بدیعی. نامگذاری جدید بحور عروضی با نامهای زیبای ایرانی شناسایی و معرفی وزنهای جدید شعر فارسی قسمتی از مقدمة کتاب: بيرون از دنياي ما و شايد آميخته با آن، دنياي ديگري هست؛ دنياي...
شکسته باد قلمم اگر...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 10:21
شكسته باد قلمم، اگر بسرايم، براي آن كه بگويند؛ «شاعر است»، يعني صراف، و بنگارم، براي آن كه بگويند: «اهل قلم است» يعني سودا ورز؛ و در اين نمايشْبازار عرضة خود، كالايي باشم زرورق پيچ؛ فريفتار نگاهها، يا باد به غبغب افكنندهيي تهي مغز، ويرانساز گوشها، يا دلقگكي رقصنده در هر باد و آنچه «پسندٍ روز» نام دا...
خط سوم
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 10:21
«گفتند: ما را تفسیر قرآن بساز. گفتم: تفسیر ما چنان است که میدانید. نی از محمد! و نی از خدا! این «من» نیز منکر میشود مرا. میگویمش: چون منکری، رها کن، برو. ما را چه صداع (دردسر) میدهی؟ میگوید: نی. نروم! سخن من فهم نمیکند. چنان که آن خطاط سه گونه خط نوشتی: یکی او خواندی، لا غیر ... یکی را هم او خواندی ...
شکسبته باد قلمم اگر...
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 10:21
شكسته باد قلمم، اگر بسرايم، برای آن كه بگويند؛ «شاعر است»، يعني صراف، و بنگارم، برای آن كه بگويند: «اهل قلم است» يعني سودا ورز؛ و در اين نمايشْبازار عرضة خود، كالايی باشم زرورق پيچ؛ فريفتار نگاهها، يا باد به غبغب افكنندهيی تهي مغز، ويرانساز گوشها، يا دلقگكی رقصنده در هر باد و آنچه «پسندٍ روز» نام دا...
به من فرصت سبز شعري ببخش!
-
تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 21:50
به من فرصت سبز شعري ببخش! از فلسهاي ستارگانت به من فرصت سبز شعري ببخش! تا بدانم در كدام دقيقة آسمان زير كدام قصيدة باران ايستادهام حيرت كودكانة تماشا را در نگاه من بنشان تا شكوه خدا را در حوصلة كوچك يك شبنم به قنوت فروتني قيام كنم دقيقههاي مرا از بال كبوترانت رنگينك
... اما «خودٍ خويش» باشم
-
تاریخ: 1396/5/8 ساعت: 21:50
... اما «خودٍ خويش» باشم بگذار نامم برجسته نباشد در پشت جلد هيچ زرينكوب كتاب قطور؛ آنجا كه كتاب ها خود نيستند جز كالايي چشم فريب؛ و نباشد نامم در جار كوسها بر چار راههاي حراج، و نباشم در هيچ خاطري، حتي همساية لعنت، اما اما «خود خويش» باشم؛ آن گونه كه زيستهام. آن گونه که خواهم زیس